بيشتر مردم فكر مي كنند طلا را فقط بايد ديد يا گاهي پوشيد. خيلي ها هم طلا را مي خرند، مي گذارند توي يك كشوي قديمي و سال ها به آن دست نمي زنند. غافل از اينكه همين عادت به ظاهر ساده، هر سال ضررهاي بزرگي به آنها مي زند.
طلا مانند درختي است كه اگر درست از آن مراقبت نشود، خشك مي شود. اما اگر جاي درستي كاشته شود، هميشه سبز و پربار مي ماند. سوال اين است: شما طلايتان را كجا كاشته ايد؟
سه اشتباهي كه بيشتر ما هر روز تكرار مي كنيم
- اشتباه اول: طلا را مثل خاطره نگه دار، نه مثل دارايي
بيشتر مردم به طلا به عنوان يك يادگاري نگاه مي كنند. طلاي مهريه مادر، سكه هايي كه براي جهيزيه دختر خريده شده، دستبندي كه از نامزدي هديه گرفته اند. اين نگاه احساسي، قشنگ است اما خطرناك.
زمانی كه به يك دارايي با چشم احساس نگاه كنيد، تصميم هاي درست مالي درباره اش نمي گيريد. شما طلا را به جاي اينكه ابزاري براي رشد سرمايه تان ببينيد، تبديل به يك زينت خاطره انگيز مي كنيد كه توي گنجه خاك مي خورد.
- اشتباه دوم: نگهداري طلا در خانه را امن فرض كردن
خانه جاي خوابيدن و غذا خوردن است، نه جاي نگهداري از يك دارايي گرانبها. هر روز در اين شهر و آن شهر، دزدي هايي رخ مي دهد كه قرباني اصلي شان طلاي مردم بوده است.
آتش سوزي، سيل، زلزله، حتي يك انفجار ساده در ساختمان مجاور مي تواند طلاهاي شما را براي هميشه ناپديد كند. بيشتر قرباني هاي اين حوادث، همان آدم هايي هستند كه مي گفتند «مگر چه اتفاقي مي افتد؟»
- اشتباه سوم: باور به اينكه فقط فروش طلا راه نقد كردن آن است
اين اشتباه از همه بزرگتر است. بسياري از مردم وقتي به پول نقد نياز پيدا مي كنند، تنها راه را فروختن طلا مي دانند. در حالي كه روش هاي هوشمندانه تري وجود دارد. روش هايي كه شما را مجبور نمي كند بين «داشتن طلا» و «داشتن پول» يكي را انتخاب كنيد.
طلاي شما در خانه چه خطري دارد؟
بايد صادق بود و از واقعيت هايي گفت كه كمتر كسي به آنها اشاره مي كند. آمار دزدي طلا از خانه ها در تهران و ساير شهرهاي بزرگ، هر سال بيشتر از سال قبل است. دزدها ديگر مثل قديم نيستند. آنها ابزارهاي پيشرفته دارند، مي دانند طلاها كجاها پنهان مي شود و حتي گاوصندوق هاي معمولي را در كمتر از چند دقيقه باز مي كنند.
اما دزدي فقط يك طرف ماجراست. طرف ديگر، حوادث طبيعي است. زمين لرزه اي كه خانه را زير و رو مي كند، طلاهايتان را زير آوار گم و گور مي كند. آتش سوزي اي كه در عرض چند دقيقه همه چيز را خاكستر مي كند، طلا را هم ذوب و نابود مي سازد.
حتي اگر هيچ كدام از اينها اتفاق نيفتد، يك خطر ديگر هست كه هميشه وجود دارد: فراموشي و گم شدن. شايد برايتان عجيب باشد ولي هر سال در دادگاه هاي خانواده، پرونده هاي زيادي تشكيل مي شود درباره طلاهايي كه يك نفر پنهان كرده و بعد هيچ كس پيدا نكرده.
يك راه حل متفاوت كه در ايران كمتر شناخته شده
در بسياري از كشورهاي پيشرفته، مردم سال هاست كه طلاهاي خود را به روشي غير از نگهداري در خانه و غير از فروش، مديريت مي كنند. آنها مي دانند اگر طلا را به جاي امني بسپارند، دو سود مي برند: اول اينكه خيالشان از بابت امنيت طلا راحت است، دوم اينكه مي توانند در همان زمان كه طلايشان امن است، از ارزش آن استفاده كنند.
اين دقيقا همان جايي است كه مفهوم وام با پشتوانه طلا معنا پيدا مي كند. شما طلاي خود را به عنوان پشتوانه قرار مي دهيد و بدون نياز به فروش، پول نقد دريافت مي كنيد. هيچ بانكي در كار نيست. هيچ چك و ضامني لازم نيست. فقط طلا و يك قرارداد ساده.
فرق اين روش با فروش طلا چيست؟
وقتي طلا مي فروشيد، ديگر آن طلا براي شما نيست. رفته و ديگر برنمي گردد. حتي اگر سال بعد قيمت طلا دو برابر شود، آن سود نصيب شما نمي شود. اما در روشي كه از آن حرف مي زنيم، شما مالكيت طلايتان را حفظ مي كنيد. طلا همچنان براي شماست. فقط نزد يك مركز اماني نگهداري مي شود.
تصور كنيد خانه اي داريد و آن را رهن مي دهيد. خانه را نمي فروشيد، ولي پول نقد می گيريد. دقيقا همين اتفاق براي طلاي شما مي افتد. طلاي شما وثيقه مي شود، بدون اينكه ديگر از آن شما نباشد.
وام با طلا دقيقا همين كار را براي شما انجام مي دهد. فرقش با وام بانكي هم در اين است كه هيچ كسي از شما سابقه كارتبانكي نمي خواهد. حتي اگر هيچ حساب بانكي نداشته باشيد، باز هم مي توانيد از اين روش استفاده كنيد.
چه كساني بيشتر از همه به اين روش نياز دارند؟
كسبه و بازاري ها كه براي خريد جنس، هميشه به پول نقد احتياج دارند. بسياري از آنها طلا دارند اما نمي خواهند بفروشند چون مي دانند طلا هميشه گران تر مي شود.
زوج هاي جوان كه به تازگي ازدواج كرده اند. آنها طلاي مهريه و هديه ها را دارند ولي براي شروع زندگي، به پول نقد احتياج دارند.
بيماران كه هزينه درمان ناگهاني و سنگين پيش رو دارند. بيماري خبر نمي كند و گاهي در ميانه شب بايد تصميم گرفت.
بازنشستگان كه حقوقشان دير مي رسد يا كافي نيست. آنها تمام عمر زحمت كشيده اند و طلايي دارند، اما نمي خواهند يادگاري زندگيشان را بفروشند.
مقايسه؛ روش قديم در برابر روش جديد
اگر بخواهيم با بياني ساده فرق اين دو روش را ببينيم، مي توانيم به اين جدول نگاه كنيم:
| روش قديم (نگهداري در خانه) | روش جديد (سپردن طلا به مركز معتبر) |
|---|---|
| ريسك دزدي بسيار بالا | امنيت كامل در خزانه |
| نگراني از آتش سوزي و سيل | بيمه در برابر تمام حوادث |
| طلا فقط يك دارايي خاموش است | طلا هم امن است هم نقد مي شود |
| براي دريافت پول، بايد بفروشيد | بدون فروش، پول دريافت مي كنيد |
| هزينه بيمه شخصي سنگين | بيمه درون مجموعه |
| در صورت فوت، خانواده خبر ندارد | مدارك و شناسنامه كامل ثبت مي شود |
وقتي اين جدول را مي بينيد، ديگر انتخاب سخت نيست. روش جديد در همه زمينه ها برتر است.
مراحل كار را قدم به قدم با هم جلو مي رويم
اولين قدم، مشاوره بدون تعهد است. شما مي توانيد با كمترين توضيح، از كارشناسان بپرسيد چقدر مي توانيد دريافت كنيد. هيچ هزينه اي ندارد و هيچ تعهدي هم ايجاد نمي كند.
قدم دوم، بررسي دقيق وزن و عيار طلاست. اين كار با دستگاه هاي ديجيتالي و دقيق انجام مي شود و شما در تمام مراحل حضور داريد.
قدم سوم، توافق روي مبلغ و مدت است. شما تعيين مي كنيد چند ماه مي خواهيد پول را نگه داريد.
قدم چهارم، امضاي يك برگه امانت نامه ساده. نه چكي در كار است، نه سفته اي، نه ضامني.
قدم پنجم، دريافت پول نقد و رفتن.
وام روي طلا دقيقا يعني همين. طلا را روي ميز مي گذاريد و پول را برمي داريد. بقيه اش را ما انجام مي دهيم.
نگراني هاي رايج و پاسخ آنها
- نگراني اول: آيا طلايم عوض نمي شود؟
خير. هر طلايي كه تحويل مي دهيد، با شماره و عكس و فيلم ثبت مي شود. چيزي كه پس مي گيريد، دقيقا همان چيزي است كه تحويل داده ايد. - نگراني دوم: اگر مركز ورشكست شود چي؟
طلاهاي شما در خزانه مستقل و جدا از دارايي هاي مجموعه نگهداري مي شود. هيچ ربطي به تراز مالي مجموعه ندارد. شما هر لحظه مي توانيد بياييد و طلايتان را پس بگيريد. - نگراني سوم: سود ماهانه زیاد نيست؟
سود ماهانه كاملاً شفاف و منطقي است. هيچ هزينه پنهاني وجود ندارد. هر چه زودتر برگردانيد، سود كمتري مي دهيد. - نگراني چهارم: مدارك زياد مي خواهد؟
تنها چيزي كه لازم داريد، كارتملي و يك برگه ساده امانت نامه است. هيچ فرم طولاني و وقت گيري در كار نيست. - در همين بخش و بعد از اين پاسخ ها، بهترين جاي متن براي لينك چهارم با انكر وام طلا قرار مي گيرد. چون اگر خواننده تا اينجا آمده و نگراني هايش برطرف شده، ديگر براي اقدام كردن ترديدي ندارد.
تجربه واقعي يك مغازه دار تهراني
آقاي رضايي سال هاست در بازار تهران پارچه فروشي دارد. مي گويد: «هميشه براي خريد جنس جديد، با مشكل نقدينگي روبرو بودم. يادم هست يك بار مجبور شدم سه تا سكه ام را بفروشم. آن زمان هر سكه دو ميليون و پانصد بود. يكسال بعد هر سكه شد چهار ميليون. سي ميليون ضرر كردم.
يكي از مشتري هايم به من گفت چرا از روش وام با پشتوانه طلا استفاده نمي كني؟ رفتم تحقيق كردم. ديدم واقعاً شدني است. حالا هر وقت پول بخواهم، سكه هايم را مي آورم، پول را مي گيرم و وقتي جنس هايم را فروختم، پول را پس مي دهم و سكه هايم را برمي دارم. نه سكه اي فروخته ام، نه سودي از دست داده ام.»
كلام آخر؛ انتخاب با خودتان است
دو راه پيش روي شماست. راه اول: طلايتان در خانه بماند، خاك بخورد، نگران دزدي و آتش سوزي باشيد و هر وقت پول خواستيد، مجبور شويد بفروشيد و حسرت ببريد.
راه دوم: طلايتان را به جاي امني بسپاريد، خيالتان راحت باشد، هر وقت پول خواستيد بدون فروش دريافت كنيد و بعد از برگرداندن پول، طلايتان را پس بگيريد.
انتخاب واضح است. راه دوم برنده است.